مراد على شمس
392
با علامه در الميزان ( فارسى )
مصحف ابى بن كعب غيرترتيبى است كه در مصحف عثمان است . و همچنين غيراختلافى است كه در ميان قرائتها وجود دارد ، زيرا قرائتهاى غيرمعروفى است كه از صحابه و تابعين روايت شده كه با قرائت معروف اختلاف دارد كه اگر همه آنها را حساب كنيم به هزار و يا بيشاز آن بالغ مىشود . 2 - دليل دوم ايشان اعتبار عقلى است ، به اين بيان كه عقل بعيد مىداند قرآنى به دست غيرمعصوم جمعآورى شود و هيچ غلط و اشتباهى در آن وجود نداشته باشد و عينا موافق واقع از كار درآيد . 3 - روايتى است از عامّه و خاصّه « 1 » كه : على عليه السّلام بعد از رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از مردم كنارهگيرى كرد ، و بيرون نمىآمد مگر براى نماز تا آنكه قرآن را جمعآورى نمود آنگاه آن را به مردم ارائه داد ، و اعلام كرد كه اين همان قرآنى است كه خداوند بر پيغمبرش نازل فرموده و من آن را جمعآورى كردم . مردم او را رد كردند و قرآن او را نپذيرفتند ، و به قرآنى كه زيد بن ثابت جمع كرده بود اكتفاء كردند . و اگر اين دو قرآن عين هم بودند اين حرف معنى نداشت و اصلا معنا نداشت كه آن جناب قرآن را آورده اعلام كند كه اين همان قرآنى است كه خداى تعالى بر پيغمبر اكرم نازل نموده ، با اينكه مىدانيم على عليه السّلام بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داناترين مسلمانان به كتاب اللّه بود ، و لذا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حديث ثقلين مردم را به او ارجاع داده و علاوه در حق آن جناب فرموده : « على با حقّ است و حقّ با على است » .
--> ( 1 ) . مسند احمد بن حنبل ؛ ج 5 ، ص 218 ؛ كمال الدين ، ج 2 ، ص 481 .